چه ساده محو شد

آبان 27

صدا شدم، پر اعتراض
سکوت شد، مرا ستود
غمی شدم به قد آسمان پیر
تبسمی شد و غمم زدود
پر التماس شد تمام پیکرم
یه قلب مهربان شدو دلم ربود
تمام هستیم شد و بهانه نوشتنم
ولی چه سود ، امان از این زمانه حسود
صدا شد و میان زوزه های باد
چه ساده محو شد، دور شد چه زود

فرشته سعیدى

محو شد

27. آبان 1389 20:45 توسط رضا | نظرات (0) | لينک ثابت

تکه پاره ها

مرداد 20


امشب با يکی از صمیمی ترين دوستانم خداحافظی میکنم، حس میکنم قسمتهای وجودم دارند تکه تکه کنده می شوند و از هم دور می شوند نمیدانم آنچه که باقی می ماند چيست ولی اصلا حس نمیکنم که آشناست...



زمزمه ميکنم:

میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای ياد
يادی برای سنگ
اين بود زندگی

حسين پناهی
20. مرداد 1389 19:43 توسط رضا | نظرات (0) | لينک ثابت